X
تبلیغات
رایتل
پشم سنگ عایق الاستومری
شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1388
توسط: آلفا پک

جوک توپ

 

 

 

ماهواره امید هنوز به دنبال قمر بنی هاشم می گردد...   

رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه! 

 

 

به غضنفر میگن تلخ ترین خاطره ای که داری چیه؟ میگه وقتی داشتیم جنازه  یه بچه بمی رو خاک میکردیم همش میگفت عمو جان به خدا من زنده ام .

 

 بچه خوشگله موبایل بسته بوده کمرش ، قزوینیه میبینه میگه: واااای ببم جان براش اف اف هم گذاشتی؟!

حکایت
روباه را پرسیدند که در گر یختن از سگ چند حیله دانی گفت از صد فزون باشد اما نیکو تر از همه اینست که من و او را با یکدیگر اتفاق دید ار نیفتد 

  

حتما ادامه مطلب رو ببینید از دستتون میره ها 

منبع :‌ جمع آوری شده از سراسر وب توسط آلفاپک

غضنفر میخواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل میخوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا میبری؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه اومد.

به غضنفر میگن تلخ ترین خاطره ای که داری چیه؟ میگه وقتی داشتیم جنازه  یه بچه بمی رو خاک میکردیم همش میگفت عمو جان به خدا من زنده ام .

غضنفر با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم .

غضنفر بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسمشو میذاره: پسفطرت .

غضنفر صبح از خواب بلند میشه میبینه هوا خیلی خوبه. زنگ میزنه هواشناسی تشکر می کنه .

غضنفر دونده بوده دوپینگ میکنه بعد واسه اینکه کسی نفهمه خودشو آخر میکنه .

یه روز یه نفرمی خواد دستش رو با مایع ظرفشویی بشوره می بینه روش نوشته لطفا از دستکش استفاده شود. می ره دستکش می پوشه بعد دستش رو می شوره.

غضنفر میمیره عکس نداشتن سر خاکش بزارن تا گردن خاکش میکنن .

غضنفر میره ماه عسل برمیگرده زنش بهش میگه چرا منو نبردی میگه خواب بودی دلم نیومد بیدارت کنم .

یه روز غضنفر سوار یه اتوبوس 2 طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا میشینه. اتوبوس که راه میفته یه هو خودشو پرت میکنه پایین. تو خیابان ازش میپرسند چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت .

غضنفر از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل .

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی؟ میگه 25 ساعت. میگن مگه میشه؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر تو سینما وسط نشسته بوده، دست میکنه تو دماغش و حسابی تمیزش میکنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه به بغل دستیش میگه:  آقا لطفاً اینو دست به دست کن بمالش به دیوار .

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟ میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم .

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده، توپوله، خوشگله، کوفتتون بشه.

به یه غضنفر sms میدن که زنتو دو تا مرد بردند میگه پدر سوخته است هر کس که sms تکراری بده

دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار!

 به غضنفر میگن یه کلمه بگو که داخلش اب باشه میگه:لوله

به غضنفر میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه

بچه خوشگله موبایل بسته بوده کمرش ، قزوینیه میبینه میگه: واااای ببم جان براش اف اف هم گذاشتی؟!

میدونی فرق علی دایی با چوب بستنی چیه؟زیاد به مغز نداشته ات فشار نیار هیچ فرقی نداره.

حسن کچل بعد از 70 سال میره مو میکاره اسمش واسه حج واجب در میاد

یه روز به یه پشه می گن تو چرا زمستون های نیستیمیگه اخه نیست وقتی تابستون ها میام خیلی تحویلم می گیرِِید

beh toorkeh migan 11 benvis yk 1 minviseh tashdid ham rosh mizareh

یه روز به چای یه اصفهونی مگس می افته اصفهانیه مگسو در می اره گی گه تف کن تف کن

خبر فوری: هنوز کنکور در قزوین ادامه دارد، به گزارش بی بی سی هنوز داوطلبین جرأت نکردن دفترچه سولات را از روی زمین بر دارند!

 خیلی نامردی ... خیلی بی مرفتی... خیلی بی جنبیی.... از روی چیتوز باید بفهمم که موتور خریدی؟

 رشتیه میگن تو خونت مرد سالاریه یا زن سالاری ؟میگه : هیچکدوم ... مردم سالاری

خبر فوری: هنوز کنکور در قزوین ادامه دارد، به گزارش بی بی سی هنوز داوطلبین جرأت نکردن دفترچه سولات را از روی زمین بر دارند!

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده بهش میگن پاشو برو تو زمین بازی شروع شده... میگه : من                          برانکاردم

به غضنفر میگن از چه لبی خوشت میاد؟.... میگه: از لب جوب!!!

غضنفر پتو کشیده بوده سرش و وسط خیابون خوابیده بوده ...یکی داشته رد میشده ازش میپرسه : آقا شما ترکی؟ غضنفر میگه: ااااا.... مگه از زیر پتو هم معلومه؟

 به غضنفر میگن چرا قرصهات رو سر وقت نمیخوری میگه آخه میخوام ویروسها رو غافلگیر کنم

 به غضنفر میگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز میگه چون به دندان بندکرست باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

غضنفر مهم میشه زیرش خط میکشن تو همتحان میاد

به غضنفر میگن یک موجود نام ببر . میگه یخ... چون کنار خیابون ها تابلو زدن یخ موجود است.

حاملگی در 20 دقیقه، مرکز باروری و ناباروری " یوزارسیف "

در پی ازدواج یوزارسیف در بسیاری از مدارس دخترانه عزای عمومی اعلام شد

مردم تبریز در همدردی با مردم غزه کودکان خود را به گلوله بستند

وجه اشتراک نوار غزه با نوار بهداشتی: هر دو غرق در خون, هر دو تحت فشار, هر دو تحت حمله و تجاوز بیگانگان

یه روز یه غضنفر میره خواستگاری دختر شاه پریون. نتیجه گیری فلسفی: انسان موجودی است مختار.

احمدی نژاد از زلیخا شکایت کرد:

او ادعا کرده قبلا یوزارسیف بوده ولی زلیخا به صورتش اسید پاشیده!!!

شعار تنظیم خوانواده در رشت: مامان یه بابا بسه

روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید:

'مامان؟ نژاد انسان ها از کجا اومد؟

مادر جواب داد:

'خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد.'

دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.

پدرش پاسخ داد:

'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد.'

دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:

'مامان؟ تو گفتی خدا انسان ها رو آفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!'

مادرش گفت:

'عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات در مورد خانواده ی خودش

به اصفهانیه میگن شیرین تری چیزی که عمرت خوردی چی بوده ؟

میگه لیمو ترشِ مفت

غضنفر رفته بوده چتر بازی.موقع پریدن از هواپیما فرمانده بهش میگه: وقتی پریدی بیرون دکمه ی سبز رو میزنی چترت باز میشه.یک درصد اگه باز نشد دکمه ی قرمز رو می زنی که حتما چترت باز میشه. بعد وقتی رسیدی پایین یه جیپ پایین منتظرته که ببردت پادگان. حالا بپر. غضنفر می پره. دکمه ی سبز رو می زنه چتر باز نمی شه دکمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه. میگه اگه شانس ماست برسم پایین جیپه هم رفته.....!!!!!

یارو میره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده بعد ازش میپرسن چه طور بود میگه آدمای خیلی خوبی بودن

دیدن من خوابم رونوک انگشت راه میرفتن

زلیخا موفق شد به یوزارسیف شماره بدهد.

هیجکس تنها نیست,همراه اول

غضنفر توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. اخرش مسافرها به راننده می گن: اقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم

ترکه به یه دختره میگه با من ازدواج میکنی

دختره میگه من لزبینم

ترکه میپرسه یعنی چی؟؟

دختره میگه یعنی دوست دارم با دختر س*کس داشته باشم

ترکه میگه

خوب منم که لزبینم !!

پسره به دختره میگه : چقدر امشب خوش بگذره ، سه تا بلیط سینما گرفتم !

دختره میگه : چرا سه تا ؟ من و تو که 2 نفر بیشتر نیستیم ؟

پسره میگه : نه ، سه تا بلیط گرفتم واسه بابا و مامان و داداشت

ترکه تو مشهد بچش گم میشه نذر میکنه و میگه : یا امام رضا دستم به دامنت، بچه ام پیدا بشه ، دیگه غلط کنم بیام مشهد !

غضنفر توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه

میگه خب خدا رو شکر که مانوره !!

امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !

یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!

اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون یه دل دارم پر از خون عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد !!

غضنفر ، یه جسد می بره پزشکی قانونی.بهش میگن: چطور مرده؟ میگه: سم خورده.میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد

متن استعفای علی کردان منتشر شد : آغای اهمدی نجات : بدینوصیله بخاتر گرفطاریحای شخثی و حمچنین عدامه طهسیل اصتفای خود را اض مغام آلی وذارت کشور الام میکنم . سلواط

برات مینویسم دوستت دارم آخه میدونی؟ آدما گاهی اوقات

خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست.گرچه پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلبم ساده تر..ولی من مینویسم....من مینویسم دوستت دارم

:.:: .-. : .::-..: :. .::-.. :: .: :-. .::-.:..::-..: :...: .:::-..: :. .::-.. :.::-..: :. .::-.. : .. :.::-..: :. .:. .-..

.

.

.

.

.

Kash koor body mifahmidy.

میدونی love your face یعنی چی ؟

یعنی جمالتو عشقه

چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم

یه روز مدیر مهد کودک به یکی از بچه ها میگه:

تو مامان داری؟ میگه نه!

میگه بابا داری؟ میگه نه!

مرده میگه پس چی داری؟ میگه جیش دارم!!!!

توی یه تاکسی یه زنه با بچهاش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچهاش شکلات بده!

هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره ، 5 دقیقه همینجوری میگذره .

آخرش مرده شاکی میشه به بچهه میگه : عزیزم تکلیف مارو روشن کن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا کوچه از خونمون گذشته!

قاضی: اگر جواب ندی پدرت را در می آوریم.

متحم:خدا پدرتو بیامورزه! پدر من سالهاست که در زندان است!

یارو زنش سبزه بوده، سیزده به در میندازتش بیرون...

چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!

پسره از باباش میپرسه بابا فرق حادثه با بدبختی چیه ؟ میگه پسرم فکر کن ما رفتیم شمال یه موج بزرگ میاد مادرتو میبره تو دریا، به این میگن حادثه. حالا اگه یکی پیدا شه مادرتو نجات بده بهش میگن بدبختی...

اصفهونیه از ماه عسل بر میگرده ازش میپرسن خوش گذشت میگه خیلی میگن پس چرا زنت گریه میکنه میگه اخه دیدم خرجمون زیاد میشه اونو با خودم نبردم

میگن توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن!!!

به ترکه می گن بچه کجائی ؟ میگه : بچه تهرون . . . می گن : کجای تهرون . . . می گه : کیلومتر 700 ، جاده تهران - اردبیل

ازرائیل میره سراغ قزوینیه بهش میگه وصیت کردی؟ میگه آره زیره فرشه

یک لحظه با تو بودن دنیای خاطرات است ، شطرنج سینه ی من دور از تو کیش و مات است.

شنیدم خاطرخواهام دارن خودکشی می کنن . اس ام اس دادم ببینم در چه حالی ؟ ها ؟!

گریه هامو تو ندیدی ... هر چی گفتم نشنیدی

من کدوم عهدو شکستم ... که تو SMS نمی دی؟

اخبار اعلام کرده زیباترین کره خر زمین گم شده.

بچه نشو! برگرد!

خدا خیرت بده، شنیدم می ری بهزیستی برای اونایی که انگشت ندارن دست تو دماغشون می کنی!

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن اما گفتن اجازه صاحبش لازمه.

اجازه میدی ؟

ما ز یاران چشم یاری داشتیم هندوانه کاشتیم اما کدو برداشتیم

غضنفر صد هزارتا صلوات نذر می کنه میره ورزشگاه آزادی میگه جمیعاْ صلوات

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا میزارن ، تا که می بینن عاشقی ، میرن و تنهات میزارن . نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن ، عاشق عشاق کُشین ، رحم و مروت ندارن !!

یه ستاره ۵تا انتها داره. یه مربع ۴تا انتها داره. یه مثلث ۳تا. یه خط ۲تا. دلم میخواد دوستی من و تو مثل دایره باشه که هیچ انتهایی نداشته باشه!

قابل توجه آقایان: با توجه به در نظر گرفتن قیمت جدید سکه دیه از مهریه ارزانتر است.. حالا تصمیم با شماست

لوتی ترین اس ام اس سال: زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد باید منو بزنه

اگه خرابی خرابتم

اگه مستی شرابتم

اگه هستی کنارتم

اگه نیستی به یادتم.

یه روز زمان جنگ موشکی زدند بغل حمام زنانه زنها لخت از حمام فرار کردن روز بعد جوانها شعار دادند:جنگ جنگ تا پیروزی - صدام بزن جا دیروزی.

غضنفر با دوستش با لگد می زدن تو شکم همدیگه. یکی از اونجا رد می شده می گه شما دو تا دردتون نمی گیره ؟ غضنفر می گه نه پوتین پامونه!

به گربه چینی می گن اسمت چیه ؟ میگه: میونگ!

آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم

در زندگی مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی

میدونی دلیل کسوف و خسوف چیه؟ ماه و خورشید واسه دیدنت دعوا میکنن

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت :

این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... تقدیم به آسمون قلبم ...

کی دوست داره؟ هیچ کس

کی برات میمیره؟ هیچ کس

کی دیوونته؟ هیچ کس

کی عاشقته؟ هیچ کس

کی فدات میشه؟ هیچ کس

.

.

.

میدونی من کیم؟ همون هیچ کس

غضنفر میره نماز جمعه هی شعار برعلیه امریکا میدن جو میگیرتش میره میکروفن رو میگیره میگه : خواهرا بیزحمت هفته دیگه نیاین میخوایم فحش ناموس بدیم

زندگی رو از شیشه ی جلو نگاه کن ، نه از آیینه ی عقب . . .

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم

به غضنفر میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

غضنفر میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!

غضنفر دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به۲۲۰

وسط اردبیل یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زیلی می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین! ایول! دمت گرم!‌ یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال می‌کنن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌ یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه می‌زنیم!

غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!

به غضنفر میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، کی میاد زنش رو بده به ما؟!

طرف داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میکرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

 

غضنفر عینکش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گیج رفت، نزدیک بود بیفته!

رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!

چرا با جوراب خوابیدی؟ آخه اینطوری راحت‌تر می‌خوابم! واسه چی؟ واسه اینکه دیشب با کفش خوابیدم، خوابم نبرد!

غضنفر میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!

تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، غضنفر تماشا می‌کرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، غضنفر شاکی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش!

غضنفر میخواسته به فلسطینیا کمک کنه، براشون سنگ پست میکنه

غضنفر میره حرم امام رضا، میگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو که ضامن آهو شدی، ضامن من یابو هم بشو

به غضنفر می گن چره قرصات رو سر وقت نمی خوری ؟

میگه : می خوام میکروبا رو غافل گیر کنم.

غضنفر می ره تو لوله اتل متل توتوله.

 

به غضنفر می گن جسم شفاف رو تعریف کن .

میگه جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو دید.

بهش می گن مثال بزن؟! میگه : "نردبان"

می خواستن که یه غضنفر رو شکنجه بدن ....میندازنش تو یه اتاق گرد

بهش میگن برو گوشه اتاق بشین

غضنفر و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به غضنفر میگه اسم توچیه؟! غضنفر اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!

در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به کمبود غذا در سایر کشورها بگن.

کسی جوابی نداد!

مردم افریقا نمیدونستن غذا چیه,

مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه,

مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه,

و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشور ها چیه

     

یه ضرب المثل چینی می گه: اگه از دوران مجردی لذت نمی بری، ازدواج کن! اون وقت حتما از فکر کردن به دوران مجردیت لذت می بری!

    

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " الکساندر گراهام بل

     

یه غضنفر داشته از روی عینک چشمش رو میخارونده.یکی میاد بهش میگه چرا از روی عینک؟میگه شما ک.نت بخاره شلوارتو پایین میکشی؟

    

غضنفر میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت

غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا

قطعه ای از شاهکار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود.

از غضنفر می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون

می خواستن غضنفر رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.

می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!

حیف نون می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن!

روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش.. اون موقع من کلاس اول بودم....

     

در رمضان نو خطی را گفتند این ماه کساد باشد گفت خدا یهود و نصاری را پاینده دارد

حکایت

مردی نو خطی را دو درهم داد و چون خواست درنهد گفت از غرقی در گذر و به میان پای اکتفا کن گفت اگر مرا به آن اکتفا بودی دو درهم از چه رو دادمی که پنجاه سال است تا در میان پای خود دارم!

حکایت

زنی نزد قاضی رفت و گفت این شوی من حق مرا ضایع می‌سازد و حال آنکه من زنی جوانم. مرد گفت من آنچه توانم کوتاهی نکنم. زن گفت من به کم از پنج مرتبه راضی نباشم مرد گفت لاف نزنم که مرا بیش از سه مرتبه یارا نباشد قاضی گفت مرا حالی عجب افتاده است هیچ دعوی بر من عرض نکنند مگر آنکه از کیسه من چیزی برود باشد آن دو مرتبه دیگر را من بر گردن گیرم

حکایت

کسی مردی را دید که بر خری کندرو نشسته گفتش کجا می‌روی؟ گفت: به نماز جمعه. گفت: ای نادان اینک سه شنبه باشد. گفت: اگر این خر شنبه‌ام به مسجد رساند نیکبخت باشم

حکایت

مردی را در راه به زنی زیبا می نگر یست. زن گفتش: چندین مرا منگر که تو را ... بر خیزد و دیگری از من کام گیرد

حکایت

روباه را پرسیدند که در گر یختن از سگ چند حیله دانی گفت از صد فزون باشد اما نیکو تر از همه اینست که من و او را با یکدیگر اتفاق دید ار نیفتد

حکایت

شیخ بأرالدین صاحب مردی را باد و زیبا روی بدید و گفت اسمت چیست؟ آن مرد گفت عبدالواحد یعنی بنده یکتا گفت تو این دو را یله کن که من عبدالاثنین و هر دو را بنده‌ام

حکایت

روباهی عربی را بگزید افسونگر را بیاوردند پرسید کدام جانورت گزیده گفت سگی و شرم کرد بگو ئید روباهی چون به افسون خواندن آغاز کرد گفتش چیزی هم از افسون روباه گز یدگی بدان درآمیز

حکایت

مردی در خم نگریست و صورت خویش در آن بدید مادر را بخوا ند و گفت در خمره دزدی نهان است مادر فراز آ مد و در خم نگر یست و گفت آری فاحیشه‌ای نیز همراه دارد

حکایت

اسبی در مسابقه پیشی گرفت مردی از شادی بانگ برداشت و به خودستائی پرداخت کسی که در کنارش بود گفت مگر این اسب از آن توست؟ گفت نه لیکن لگامش از من است