X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پشم سنگ عایق الاستومری
پنج‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1390
توسط: آلفا پک

(موضوع، کتاب، زمان و مکان) مطالعات اصلی وجنبی مشخص باشد. کتاب

هدف مطالعه – انتخاب کتاب – ایجاد انگیزه – مفیدتر ساختن مطالعه – کمیت یا کیفیت ؟ – تمرکز فکر – بازگو کردن مطالب – مطالعه فردی و گروهی – آفات مطالعه – نکات جنبی – کتاب، یا دوست خاموش

-         هدف مطالعه

(می کوش که هر ورق که خوانی     تا معنی آن تمام دانی)

مطالعه خوراک روح و فکر انسان است.

باید با کتاب دوست شد، انس گرفت، در سفر و حضر همراه داشت و خستگی های روحی و عدم نشاط را با آن درمان کرد.

هدف از مطالعه، فراگیری و بخاطرسپاری است.

کتاب ها به سه نوع تقسیم می شوند: ۱-چشیدنی ۲-بلعیدنی ۳-هضم کردنی

-         انتخاب کتاب

حضرت علی (علیه السلام): هر کس به کار غیر مهم بپردازد، کار مهم تر را ضایع و تباه می سازد.

سوال از اهل مطالعه – “اگر نمی دانید، از صاحبان ذکر و دانش بپرسید”. نحل آیه ۴۳

-         برنامه ریزی

-          تا مطالعه انسان از روی برنامه و هدف مشخص نباشد، بازدهی لازم و مطلوب را نخواهد داشت.


(موضوع، کتاب، زمان و مکان)

مطالعات اصلی وجنبی مشخص باشد.

کتاب ها از قبل شناسایی شده باشد.

“سیر مطالعاتی” مورد توجه قرار گیرد – نه اینکه هر چه را پیش آید مطالعه کند و در نهایت، دستاورد قابل اعتنایی در دست نداشته باشد!

-          ایجاد انگیزه

“احساس نیاز″ عامل مهمی در کشاندن افراد یا کشیده شدن خود به امر مطالعه است.

تماس با کسانی که اهل اطلاع و معلومات اند، انسان را به ضعف آگاهی خویش مطلع می کند.

استفاده از زمینه ها و علاقه های موجود نیز در ایجاد انگیزه در سطح بالاتر مطالعه مفید است.

-          مفید تر ساختن مطالعه

تمرکز حواس، خلاصه نویسی، تندخوانی، یادداشت برداری، طرح سوال، فکر روی مطالب، نکات جنبی مربوط به زمان و مکان و شرایط و اصول مطالعه بطور اجمال، باید ارزش وقتی که صرف مطالعه می شود دانست و بیشترین بهره را از مطالعه برد.

-          کمیت یا کیفیت ؟

خوب خواندن، خوب فهمیدن، خوب به خاطر سپردن، خوب به کار بستن، بیش از حجم و مقدار بسیار خواندن دارای اهمیت است.

خواندن و چگونه خواندن، مهمتر از “چه مقدار” خواندن است.

تقسیم وقت آن را وسعت می بخشد.

تنظیم وقت برای کارهای مطالعاتی، از آن جهت مفید است که ما را بر “وقت” هم مسلط می سازد.

فرصت، پیش آمدنی نیست، پیش آوردنی است. «در کسانی که کار امروز را به فردا می افکنند، کار فردا را هم به پس فردا خواهند انداخت.»

-          تمرکز فکر

عوامل عدم تمرکز، بر دو قسم است: ۱-درونی ۲-بیرونی

عوامل درونی مانند غم و غصه، کثرت مشاغل و کارهای به هم ریخته، بی خبری از بستگان، عشق ها و محبت هایی که دل را بی قرار می کند.

اگر به هیچ وجه نتوانست بر آن عوامل غلبه کند، بهتر است مطالعه را قطع کند تا آمادگی فکری لازم پیدا شود و الا مطالعه ای بی ثمر خواهد بود.

عوامل بیرونی: سروصدا، رفت و آمد، روشن بودن رایو یا تلویزیون، گرسنگی یا تشنگی

مطالعه در محیط آرام و بی مزاحمت، خاموش ساختن صداهای اطراف در صورت امکان، خواندن کتاب با صدای بلند، که انسان خودش بشنود، یادداشت برداری از مطالب، خلاصه نویسی، برخورد سوالی با کتاب و مباحث آن، زنده نگهداشتن انگیزه و هدف مطالعه در طول کار، جدی گرفتن مطالعه و بهادادن به آن، علامت گذاری در حاشیه صفحه یا زیر قسمت های مهمتر، خوب است که علامتگذاری در کتاب، با مداد بطور ظریف انجام شود تا کتاب، خراب نگردد.

علامت گذاری ها می تواند قراردادی باشد، مثلا برای هر یک از بخش های مفید و مهم، یا زیبا و جالب یا مبهم و محتاج پرسش، یا ضرورت مطالعه مجدد، یا آنجا که اشکال دارد و نقدی می طلبد می توان علامت های خاصی مانند x، p، = قرار داد.

منظور از برخورد سوالی با کتاب این است که هنگام مطالعه فرض کنید نویسنده در مقابل شماست و می خواهید سوالات ذهن خویش را از او بپرسید. یا در موضوع خاص، پرسشهایی در ذهن دارید و هنگام مطالعه، می خواهید جواب آنها را از کتاب پیدا کنید. این حالت، هم تمرکز فکری می آورد و هم به فهم بهتر کمک می کند، و هم زهن را پویاتر می سازد.

-          بازگوکردن مطالب:

هم بیشتر در یاد خود شخص می ماند

ابهام های آن را روشن می سازد

تمرینی برای خطابه و سخنوری است

پس باید مخاطبی یافت.

مساله “مباحثه” که در حوزه های علمیه در دوش آموزش طلاب مرسوم است.

انسان اگر مخاطبی نیافت، می تواند مخاطب های فرضی در نظر بگیرد.

-          مطالعه فردی و گروهی:

این بیشتر در امور تحقیقی و پژوهشهایی است که در موضوع واحدی منابع بسیار است و کتاب ها بین افراد تقسیم می شود تا در جلسه مشترکی جمع بندی روی نوشته های مختلف داشته باشند یا نظرهای مختلف را مطرح و بررسی کنند، یا «نظرجمعی» روی کتاب بدهند.

تشکیل هسته مطالعاتی بخصوص در بین نوجوانان، می تواند عامل جذب آنان به کتاب و مطالعه باشد و هم روحیه کارجمعی و فعالیت مشترک را میان آنان افزایش می دهد.

پخته تر شدن دیدگاه ها، برخورد آراء و افکار، فهم عمیق تر مطالب کتاب

-          آفات مطالعه:

پیش مطالعه، حین مطالعه، پس از مطالعه

۱-     نبودن علاقه و انگیزه برای مطالعه

۲-     زدگی و دلسردی از مطالعه، در نتیجه: خواندن کتاب نامناسب، مطالعه بدون تشویق، مطالعه گسسته از عمل و نتیجه خارجی

۳-     حیرت و سرگردانی: عدم برنامه در مطالعه، هضم نکردن صحیح مطالب، رفع نشدن اشکالات، نتیجه نگرفتن از مطالعه، انبوهی کتاب های موجود درباره موضوعی خاص

۴-     هرزگی: یعنی سرزدن به هر کتابی و کتابخانه ای و گشودن آن و خواندن صفحاتی ولی به آخر نرساندن، عوامل: «وسوسه»، «بی حوصلگی» یا «بی هدفی»

۵-     مرید درست: گاهی انسان چنان شیفته یک نویسنده و مجذوب یک کتاب می شود که مرید درست می گردد و همه حرفهایش را به نحو مطلق می پذیرد.

استقلال رای و قدرت تشخیص و ارزیابی را از انسان می گیرد و انسان “کپیه کتاب” شود البته برخی افراد و کتاب ها «خوب محض» اند و قابل تایید و قبول.

۶-     غرور: مطالعه نباید برای انسان، غرور علمی و شخصیت کاذب بیاورد.

خوب است انسان راهنمای مطالعه و مربی داشته باشد و از تجارب افراد آگاه و دلسوز استفاده کند.

شرح حال بزرگان خود ساخته و وارسته را زیاد بخواند.

باید زیاد مطالعه کنیم تا بدانیم که هیچ نمی دانیم.

-          نکات جنبی:

۱-     ایجاد حالت روحی و آمادگی معنوی: از راه وضو گرفتن، رو به قبله بودن، به قصد قرب و عبادت مطالعه کردن

۲-     دقت در حالت جسمی که به صورت عادی باشد: یعنی فرد مطالعه کننده، در حال عجله و شتاب، تشویش خاطر، گرسنگی زیاد، سیری مفرط، خستگی و کوفتگی، بی حوصلگی نباشد، که اینها بازده مطالعه را کم می کند.

۳-     انتخاب زمان مناسب: فرصت های نوجوانی و جوانی بهترین فصل آموختن است.

هنگام صبح و نشاط اول روز، مغز انسان آماده تر است.

در نشاط صبحگاهی باید کتاب های عمیق تر که احتیاج به دقت و آمادگی ذهنی بیشتر دارد خواند.

باید تقسیم وقت را برای مطالعه، به نسبت اهمیت موضوع قرار داد.

۴-     مکان مناسب: اگر مکان مطالعه، شلوغ و پر سروصدا باشد،یا خیلی سرد یا گرم یا نامناسب باشد، انسان یا ناراحت می شود، یا دچار تشتت فکر.

۵-     نور کافی: نور کم به چشم فشار می آورد، همچنین نور زیاد، که بر کاغذ سفید و براق بتاید و چشم را بزند.

۶-     فاصله چشم و کتاب: در حد متوسط اگر سی سانتیمتر باشد کافی است؛ نه دورتر و نه نزدیکتر.

۷-     مطالعه بدون حرکت: مطالعه به هز نحوی که به چشم فشار آورد و خسته کند، مضر است.

۸-     کیفیت نشستن: باید حالت کمر و ستون فقرات و تسلط ما بر کتاب، عادی باشد تا انسان قوز در نیاورد و به بیماری های دیگر مبتلا نشود.

۹-     پرهیز از پیش داوری: مطالعه بدون پیشداوری نسبت به مولف و کتاب، و بدون داشتن ذهنیت خاص، ما را در بهره وری از کتاب کمک می کند.

گاهی می توان از کتابهایی هم که نویسنده اش مساله دار است، با توجه به محتوایش استفاده کرد.

-          کتاب، یا دوست خاموش:

۱-     دوست خاموش را باید به حرف آوریم، کتاب را هم باید خواند تا با ما حرف بزند.

۲-     آزردن دوست، بد است و موجب قطع دوستی است. پاره کردن کتاب هم چنین است و نیز کثیف کردن، خط خطی کردن، مداد و دفتر لای کتاب گذاشتن.

۳-     بی اعتنایی به دوست، ناپسند است. پرت کردن کتاب نیز نوعی بی اعتنایی است.

۴-     دوست اگر بی فایده باشد، از دوستی چه فایده؟ کتابی هم که تنها دکورخانه و زینت طاقچه باشد به آن دوست می ماند.

۵-     کتاب کران، مثل دوست پر توقع است، که افراد به سراغش کمتر می روند.

۶-     در دوست، مهم فکر و اخلاق اوست، نه لباس و ظاهرش. کتاب خوب هم بستگی به محتوا و مطلب آن دارد، نه جلد و نوع کاغذ.

۷-     انسان بی مطالعه، مانند افراد بدون دوست است.

۸-     کتاب نیمه مطالعه، مانند دوست نیمه راه است.

۹-     انسان دوست از دست داده، مثل مطالعه بدون یادداشت است.

۱۰- شناخت دوست از دشمن لازم است. تشخیص کتاب های خوب و بد و مفید و مضر نیز ضروری است.

۱۱- دوست مفید، کوچک و بزرگ ندارد. کتاب آموزنده هم جیبی و وزیری و قطع کوچک و بزرگ ندارد.

۱۲- انحصار دوست برای ما غلط است. انحصار کتاب هم چنین است. کتاب را برای مطالعه باید به دیگران امانت داد، نه آنکه احتکار کرد.

گرفته شده از کتاب “روشها” – جواد محدثی